فرصت ها و چالش هاي سازمان هاي غيردولتي

نویسنده : خسرو منصوریان
سازمان غيردولتي مفهومي است كه نه مي توان تعريف خاص، دقيق و جامعي براي آن قايل شد و نه تاريخچه پيدايش معيني دارد. با اين حال رشد بي سابقه اين گونه سازمان ها به ويژه در دهه هاي اخير باعث شده است كه ساختار آن از مفهومي تقريبا ناشناخته با حيطه وظايف ثابت و محدود به گونه يي شگفت آور تغيير يافته و به بازيگري قدرتمند در عرصه ملي و بين المللي و توانايي تاثيرگذاري بسيار (گاهي همدوش دولت ها يا سازمان هاي بين المللي) تبديل شود. پيشگامان و دلسوزان عرصه NGO كشورمان نيز درسه دهه متوالي تلاش كردند و هزينه هاي فراواني پرداخت كردندتا باز امروز بتوانند بگويند و بنويسند كه ما ايراني هستيم، مسلمانيم و داوطلب. مي خواهيم در چارچوب قانون و با نظارت« نه دخالت» دولت به «مردم خدمت كنيم.»ان .جي او يك حزب نيست و اين گونه سازمان ها به لحاظ ساختار ثبتي نيز ساختاري متفاوت دارند. در قانون هم به گونه يي پيش بيني شده اند كه اين تشكل ها به ساماندهي امور اجتماعي بپردازند نه سياسي اگرچه ان.جي. او ها مانند احزاب داراي كاركرد سياسي نيستند و وارد عرصه قدرت نمي شوند و اصولاهويت اين سازمان ها از هويت احزاب جداست، اما اگر مداخله در مسائل كلان سياسي كشور را امري سياسي فرض كنيم، شكي نيست كه در اين وادي: سازمان هاي مردم نهاد نقش حساسي دارند. اگر سياست را علم اداره امور كشور تعريف كنيم، به طور كلي منزلت و پايگاه نهادهاي غيردولتي قابل توجه و ملاحظه است. چرا كه اين نهادها حلقه هاي شاهد و واسط بوده ومنعكس كنندگان مطالبات و انتظارات مردم هستند. اهميت كار داوطلبانه بسيار والاو ارزشمند است. چراكه كار در اين موسسات بر مبناي ذوق و علاقه و اشتياق افرادي با كمترين چشمداشت مادي، با هدف رسيدن به افق هاي متعالي و انساني پايه ريزي شده است. اما يك ان .جي او براي اينكه بتواند صادقانه به وظايفش پايبندي داشته و پاسدار منافع مردم باشد، يا حتي به نقادي از حاكميت بپردازد بايد در تمام سطوح: اعم از ملي، فكري و... مستقل از دولت باشد. اگر سازماني واقعا مردم نهاد است و با مشاركت داوطلبانه مردم تاسيس شده است و دولت وظيفه حمايت و اداره مستقيم يا غيرمستقيم آن را به عهده ندارد: مي تواند آرا و نظرات مردم را نمايندگي كند ودر امور و حقوق شهروندان به ايفاي نقش بپردازد.
سازمان هاي غير دولتي در جغرافياي جديد قدرت براي كمك به رفع علل ساختاري فقر: دفاع از حقوق شهروندان: حفاظت از محيط زيست و دستيابي به الگوهاي پايدار توسعه تلاش مي كنند. اما در جامعه ايراني به دليل نورس و نو پا بودن موضوع و فقر ادبيات تئوريك هنوز نتوانسته ايم به يك تفكيك و مرزبندي در عرصه هاي مختلف دست يابيم. در اين حوزه مانند ساير حوزه ها با يك نوع درهم ريختگي و به هم ريختگي مرزبندي هاي نظري و عملي مواجه هستيم از اين رو در اين نوشتار تلاش مي شود به طور مختصر موضوع مسووليت سياسي: كاركرد و مبارزات سياسي سازمان هاي غيردولتي مورد بررسي قرار گيرد. مسووليت سياسي سازمان هاي غير دولتي درجغرافياي جديد قدرت ناشي از سه امر است.
   
الف) مسووليت سياسي سازمان هاي غيردولتي از مفهوم نمايندگي آنان ناشي مي شود. نمايندگي سياسي رابطه يي دوسويه بين سازمان هاي غيردولتي و گروه ها و نيروهاي اجتماعي است. سازمان هاي غيردولتي همواره بخشي از مردم را نمايندگي مي كنند.   
ب) مسووليت سياسي سازمان هاي غير دولتي ناشي از موضوعاتي است كه در دستور كار آنان قرار دارندمانند فقر: محيط زيست: حقوق بشر و توسعه پايدار: همان گونه كه ملاحظه مي شود در ذات اين موضوعات مسووليت سياسي نهفته است.   
 ج) مسووليت سياسي سازمان هاي غير دولتي ناشي از موضع ميانجيگري شان بين گروه ها و انسان هاي مختلفي است كه خواسته ها: تقاضاها و مطالبات متفاوتي دارند. سازمان هاي غيردولتي اگر بخواهند به مسووليت سياسي عمل كنند آن مسووليت در حوزه هاي (تقسيم عرصه هاي سياسي: طراحي برنامه و تدوين استراتژي: تجهيز و تخصيص منابع: مبادله اطلاعات و... ...) خود را نشان مي دهد.

سازمان ها ي غيردولتي بايد سازوكاري را اتخاذ كنند كه علاوه بر دريافت كمك هايي كه به تعميق و گسترش دامنه علمي- تخصصي كار آنها كمك مي كند، زير بار دخالت هاي آن نروند و اين امر قطعا امري ظريف و دقيق است كه بايد ضمن احترام به هويت و ارزش هاي ساختاري و سازوكار غيردولتي بودن «ان .جي .اوها» را مخدوش و مضمحل نكنند. چند دهه است كه سازمان هاي جامعه مدني در جامعه ايراني به موضوع مورد توجه و علاقه سياستگذاران: كارگزاران: صاحبنظران و فعالان جامعه مدني تبديل شده است و سازمان هاي جامعه مدني به ويژه سازمان هاي غيردولتي دوران تاسيس را پشت سر گذاشته و وارد مرحله گذار شده اند اما تاكنون به موضوع پايداري سازمان هاي جامعه مدني پرداخته نشده است. در حالي كه در دوران گذار: با توجه به بيم ها و اميدها: روشنايي ها و تاريكي ها و دوران ابهام و عدم وضوح نسبت به آينده مهم ترين دغدغه فراروي اصحاب جامعه مدني به آن جهت اهميت دارد كه سازمان هاي جامعه مدني به مثابه يك بازيگر كليدي در جغرافيايي جديد قدرت: تحكيم دموكراسي و دستيابي به توسعه پايدار تبديل شوند. پايداري سازمان هاي جامعه مدني عبارت از توانايي سازمان ها براي فهم نقاط قوت و ضعف هاي خود و پاسخگويي به چالش ها و ارزشيابي مداوم عملكرد سازماني تبديل تدريجي سازمان هاي جامعه مدني از يك موجودي كه محرك آن كمك كنندگان ان .جي .او است به يك موجودي كه محرك آن ماموريت و فعاليت هايشان است و نيز شفافيت بخشي به فعاليت هاي سازمان ها و ظرفيت سازي مستمر درون سازماني هم از لحاظ منابع انساني و هم تجهيزات و ارتباطات با ديگر بخش هاست. نهايتا بر اساس رويكردي ديگر سازمان هاي جامعه مدني پايدار: سازماني هايي هستند كه نقش خود را در يك جامعه به خوبي تعريف كرده و داراي يك ساختار سازماني قوي و محكم باشند و برنامه هاي دراز مدت خود را بدون نگراني از حمايت كمك دهندگان و ساير بازيگران تدوين و اجرا كنند. پايداري مالي، نهادي و كاركردي سه ركن مهم و كليدي پايداري سازمان هاي جامعه مدني هستند.
    
ارزيابي و استراتژي سازمان هاي غيردولتي،تقاضاها، موقعيت ها و فرصت ها
به رسميت شناختن سازمان هاي غيردولتي به عنوان بازيگر جديد در عرصه توسعه و فرآيند
دموكراتيزاسيون
گسترش فضاي عمومي در جامعه
تمايل دولت و بخش خصوصي براي همكاري با سازمان هاي غيردولتي
تبديل شدن به يك جزء پارادايم در توسعه
گسترش فضاي اعتماد عمومي در جامعه
اصلاح قوانين ناظر
تمايل دولت به كوچك شدن
فرآيند جهاني شدن
تمايل دولت ها، آژانس ها و بنياد هاي بين المللي براي تقويت سازمان هاي غيردولتي
قدرتمند شدن جامعه مدني در سطح بين المللي و حضور فعال «ان .جي .اوها» در سطوح مختلف
تهديدها و تنگناها
فربه شدن دولت
شكل گيري نگاه غيراجتماعي و منفي به سازمان هاي غيردولتي
شكل گيري GO NGOs
ضعيف بودن بخش خصوصي
وجود انجماد و تصلب در جامعه مدني
رشد و گسترش پوپوليسم در جامعه، ناموزوني جامعه سياسي و جامعه مدني
عدم تغيير در قوانين ناظر بر سازمان هاي غيردولتي
تعدد مراكز تصميم گيري در مورد «ان .جي .او»
شكل گيري جامعه مدني بدلي
كاهش سرمايه اجتماعي
گسترش كلبي مسلكي در جامعه
سياسي شدن شديد محيط سياستگذاري
فعال شدن احزاب سياسي و گروه هاي سياسي براي يارگيري در بين سازمان هاي غيردولتي
فقدان ادبيات تئوريك در عرصه علمي و دانشگاهي
نبودن فضاي مدني
         


دفعات بازدید : 3670