نقش گفتار درمانی در توانبخشی فلج مغزی

تیم توانبخشی سعی دارد،کودک فلج مغزی را به مهارتهای زیر برساند:

 گفتار درمان گر وظیفه آموزش ارتباط کودک با افراد خانواده و مراقبتش را در خانه در محیط های آموزشی و در اجتماع بر عهده دارد و هر چه مداخلات درمانی زودتر آغاز گردد، فرصت رشد و پیشرفت مهارتهای ارتباطی، کاهش ناکامی و کیفیت زندگی کودک بیشتر و بهتر خواهد بود.

مرسده ایمانی شکیبایی، کارشناس ارشد گفتاردرمانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران
در سالهای اخیر اصطلاح "فلج مغزی"  تدریجا در اذهان توده مردم رسوخ کرده است و افراد اجتماع فهمیده اند که هستند کسانی که با دیگران " تفاوت " دارند. افرادی که قربانی فلج مغزی شده اند با شیوه راه رفتن ناموزون، گامهای نامتعادل، حرکات نامناسب بازوان، دستها و شکلکهای چهره  فورا در میان انبوه مردم نمایان و انگشت نما میشوند. این افراد در زمانهای قدیم احتمالا مورد نفرت یا تمسخر بوده اند. اما امروز هر رهگذری که از فرهنگ معمولی و نسبی برخوردار باشد ، به آنها به چشم انسانی مینگرد که از فلج مغزی رنج برده و با آنها احساس همدردی خواهد داشت.

گاه در خیابان میبینیم که کودک مبتلا به فلج مغزی با اتوبوس یا ماشین های مخصوص به درمانگاههای ویژه بیماران فلج مغزی برده میشوند که غالبا به همت پدران و مادران این کودکان و به مدد افراد نیکوکار تاسیس شده و پا میگیرند. افزایش تعداد این درمانگاهها نشانگر گسترش آگاهی عمومی نسبت به این حقیقت است که کودک دچار فلج مغزی نیز باید دست کم از امکانات عادلانه و مناسب در مقایسه با دیگر افراد اجتماع برخوردار باشد.

فلج مغزی اختلالی حرکتی است که در اثر آسیب رسیدن به مغز در مراحل اولیه رشد ایجاد میگردد. به دلیل آسیب مغزی فعالیت های عضلانی هماهنگ عمل نمی کنند و کودک در حفظ وضعیت طبیعی بدن و انجام حرکات طبیعی ناتوان میشود و در اکثر موارد نیز با آسیبهای گفتاری، بینایی، شنوایی، یادگیری و ناتوانیهای درکی و درجاتی از نارسایی ذهنی یا صرع همراه است. صدمات وارده به مغز که منجر به فلج مغزی می گردد، ممکن است قبل از به دنیا آمدن، در طول زمان تولد یا طی سالهای اولیه زندگی به وجود آید.

علائم عموما قبل از رسیدن کودک به 2 سالگی دیده شده و والدین مشاهده می کنند که کودک در رسیدن به مراحل تکامل مثل نشستن، غلت زدن، چهاردست و پا  و راه رفتن تاخیر دارد.


در زندگی صنعتی معمولا 2 نفر از میان هر 1000 تولد به فلج مغزی مبتلا میشود و میزان ابتلا در افراد مذکر بیشتر از افراد مونث است، هنگامی که نخستین بار کمر به درمان این کودکان بستند به نظر میرسید که فقط به یک فیزیوتراپیست نیاز است، چون مبنای معلولیت کودک، جسمی است؛ پس چاره کار در دست "درمانگر جسم" است. اما به تدریج مشاهده شد کودکی که در سالهای اولیه زندگی خود قادر نیست سرش رابالا بگیرد، به دور و برش نگاه کند، همکاری میان چشم و دست را فرا گیرد، بنشیند، بخزد و در پیرامونش کند و کاو کند، رشد فکری او بی تردید دچار وقفه خواهد شد. چرا که رشد فکری و بالندگی حرکتی گام به گام و شانه به شانه به دنبال هم به پیش میروند. در واقع ناتوانی کودک در حرکت موجب میشود دامنه تجربیات کودک آنقدر محدود شود که بلوغ روانی وی همواره کمتر از حد سن عقلی او باقی بماند. پس معلوم شد که نیاز های فکری و روانی کودک دست کمی از نیاز های جسمی وی ندارند. این کودکان نیز مانند دیگر کودکان امید، آرزو و عاطفه دارند و همانند آنها نیازمند توانمندی و ارزشمند بودن هستند و برای برآورده ساختن این نیازها کاردرمان و گفتاردرمان هم به تیم توانبخشی پیوستند تا همه اعضای تیم توانبخشی به نوبه خود امکان چیره شدن بر معلولیت را برای کودک فلج مغزی فراهم سازند و حتی المقدور زندگی طبیعی و معمولی را به وی ارزانی دارند.

منظور از ارتباط، انتقال افکار، نیازها و احساسات میان یکدیگر است. روشهایی مثل گریستن، ناله کردن، حرکات اعضای بدن مثل تکان دادن سر، حالات چهره، تکان دادن دست به هنگام خداحافظی، اشاره با چشم و ابرو، نوشتن و طراحی کردن هم از روشهای دیگر به حساب می آیند و کودک برای ارتباط با دیگران و محیط اطراف خود نیازمند فراگیری این راههای ارتباطی به طرق مختلف است. پیشرفته ترین راه ارتباط انسانی نیز، سخن گفتن است که از طریق شنیدن فراگرفته میشود، بنابراین شنیدن و مهارتهای گوش دادن اولین پیش نیاز یادگیری زبان مادری ست و خوشبختانه اکثر کودکان فلج مغزی میتوانند بشنوند، بنابراین میتوانند سخن گفتن را فرا گیرند.

ایجاد و بهبود مهارتهای ارتباطی به عهده آسیب شناس گفتار و زبان است. آسیب شناس گفتار و زبان با شناختی که در زمینه اندامهای گفتاری و عملکرد آنها دارد، با بکارگیری تخصص و تجربه خود به درمان مشکلات ارتباطی این کودکان در سطوح مختلف می پردازد.

مشکل اصلی این کودکان آسیب مغزی به  مراکز کنترل کننده عضلات دهان، حلق، حنجره و قفسه سینه است و در نتیجه اعمالی مانند نفس کشیدن، مکیدن، گاز گرفتن، جویدن، بلعیدن و سخن گفتن آسیب میبیند. ضعف و یا اختلال در عملکرد این ماهیچه ها  غذا خوردن کودک را مشکل کرده و در نتیجه موجب کندی رشد کودکان میشود. این کودکان اغلب به دلیل تغذیه کم و همچنین حرکت محدود ترِ اندام های آسیب دیده لاغرتر از حد معمول بوده و اندام های فلج وی نیز نازک تر و کوتاه تر از اندام های سالم می شوند.

گفتار یکی از مهمترین و پیچیده ترین اعمال مغز است. خصوصیات گفتاری این کودکان به دلیل انواع مختلف فلج مغزی بر حسب نوع و شدت و محل ضایعه بسیار متفاوت است. چون این کودکان معمولا نمیتوانند سر خود را نگه دارند و یا به دلیل مشکل بلع و ضعف عضلات دهان، آبریزش از دهان دارند، مشکلات گفتاریشان بیشتر می شود.
معمولا رشد شخصیت در کودکی که نمی تواند به طور واضح صحبت کند و محدودیت حرکتی هم دارد، تحت تاثیر زیادی قرا میگیرد، بنابراین آسیب شناس گفتار و زبان برای بهبود حرکات دهان و همچنین جنبه های درکی و شناختی و بیانی گفتار کودک تلاش میکند. اگر کودک بتواند، دستورات کلامی که دیگران به او میدهند را درک کند، می تواند با یادگیری سخن گفتن، ارتباط متقابل با محیط برقرار نماید.

گفتار درمانی در درجه اول سعی دارد با تقویت عضلات زبان و دهان گفتار کودک فلج را آسانتر نموده وکمک کند تا گفتار واضح تر گردد، همچنین تعداد لغات او را افزایش داده تا بتواند افکار و احساسات خود را در قالب جملات طولانی تری بیان نماید. چنانچه اختلال کودک شدید باشد، به او زبان اشاره می آموزد و یا استفاده از تخته ارتباطی و تصاویر ساده را جایگزین گفتار مینماید تا با اشاره به اشکال مورد نظر، خواسته هایش را بیان کند.
در مورد موارد شدید فلج مغزی که مشکل شناختی ندارند، گفتار درمان از ابزارهای تکنولوژیک کامپیوتری در درمان استفاده میکند تا تواناییهای ارتباطی کودک را ارتقا دهد، صدای ضعیف کودک را تقویت نماید و تولید صحیح صداها و کلمات و جمله سازی را با آنها تمرین کند و یا رابط  میان کودک با محیط شود.